مهدى مهريزى وهادى ربانى
98
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
« سياست امور امّت » مطرح شده است ، تقريظ و تأييد محكم و قاطعى از آن كتاب نمايد ؟ ! بويژه اين كه مراجع شيعه ، به دليل توجّه به تأثير بسيار زياد مطالب منتسب به آنها ، نسبت به تأييد يك فرد و جريان و يا يك مطلب ، حسّاسيت زيادى داشته و دارند . صرف نظر از تقريظ آخوند ، از يك سو ، نفس ارتباط ويژهء نائينى با آخوند خراسانى به گونهاى كه مشاور خاص و نويسندهء نامهها و تلگرافهاى آخوند در جريان مشروطيّت بوده است و از سوى ديگر ، تصريحات نائينى در رسالهء مذكور نسبت به ولايت فقها به گونهاى كه آن را از مسلّمات تلقّى كرده است ، نمىتواند قابل جمع با انكار مشروعيت حاكميت سياسى فقها از سوى آخوند خراسانى باشد . 3 . بررسى برخى اسناد ، گزارشها و تفسيرهاى مخالف برخى اسناد ، گزارشها و ادّعاها وجود دارد كه در ظاهر نشاندهندهء آن است كه آخوند خراسانى ، منكر ولايت سياسى فقيهان بوده ، مشروعيت حكومت و امور حسبيه را در عصر غيبت از مردم مىداند . در ادامه ، دو تلگراف و برخى گزارشها و نسبتها در اين زمينه ، ذكر شده و مورد بررسى قرار مىگيرد : 3 - 1 . سند اوّل : تلگراف به محمّد على شاه پس از به توپ بسته شدن مجلس و آغاز دورهء موسوم به استبداد صغير ، آخوند خراسانى و دو فقيه نامدار ديگر در دوم رجب 1326 ، در تلگرافى به محمّد على شاه ، ضمن مقايسهء وضعيّت حال و گذشتهء عثمانى با ايران ، ناراحتى خود را از آن چه شاه انجام داده ، ابراز و در پايان ، او را تهديد به صدور احكام سخت مىكنند . « 1 » محمّد على شاه در پاسخ ، با اظهار تعجّب از علماى ثلاثه ، خود را به واسطهء از ميان برداشتن « بدعت مزدكى مذهبان » ، « در حضور صاحب شرع ، مستوجب أجر مجاهدان و مجدِّد دين » مىداند .
--> ( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ص 187 و 188